دستشویی داخل مغازه

یا مدل انتخاب مبتنی بر قضای حاجت

از شهرستانهای رودبار یا منجیل که عبور می کنید تعداد زیادی تابلو به چشمتان می خورد که بر روی آنها عبارت “دستشویی داخل مغازه” به همراه یک فلش رنگی جلب نظر می کنند. اینها مغازه هایی هستند که زیتون، روغن زیتون و به طور کلی سوغات آن منطقه را عرضه می کنند.

در این مدل که حدس می زنم فقط مختص منطقه رودبار نیست و در همه جا نمونه های مختلفی از آنرا می توان یافت، فروشنده به جای تمرکز بر روی خصوصیات و کیفیات کالایی که عرضه می کند، بر روی یک مشکل اساسی مشتری دست می گذارد. به عبارت دیگر صاحب مغازه زیتون فروشی با بهره گیری از فشار طبیعی که به مشتری وارد می شود و تبدیل مغازه اش به یک توالت عمومی، سعی می کند مشتری را مانند یک طعمه به داخل مغازه بکشاند. پیامی که مشتری دریافت می کند: من به تو کمک کردم خودت را راحت کنی، در عوض تو هم از من چیزی بخر.

مهم نیست من چه چیزی و با چه کیفیتی یا قیمتی به تو می فروشم. همانطور که مهم نیست تو توی توالت چه کار کردی. حتی مهم نیست که آنرا پشت سرت تمیز کردی یا نه. اینجا رابطه بلند مدت معنا ندارد. دفعه بعد که از این شهر (یا شهر دیگری) رد شوی به احتمال زیاد جلوی مغازه دیگری توقف خواهی کرد. جلوی اولین تابلوی “دستشویی داخل مغازه”.

چیزی که مهم است اینست که کی، کجا و به چه میزان  به تو فشار وارد شده باشد. اتفاقی که دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.