الف- تردید قبل از انتخاب
این که گویی این کنم یا آن کنم خود نشان اختیار است ای صنم
ب- شک و توجیه پس از انتخاب. مثلا پرس و جوی قیمت چیزی که به تازگی خریده ایم از فروشندگان دیگر و سپس پیدا کردن نشانه های تمایز در چیزی که خریده ایم برای توجیه اختلاف قیمت.
ج- اجتناب از اطلاعات. گریز از انتخاب. گریز از آزادی. یا گریز از هر چیزی.
د- دموکراسی، الیگارشی، مونارشی، اریستوکراسی، آنارشی و غیره.
ه- پوستر، بروشور و سایر فرم های تبلیغاتی.
و- ندامت. پشیمانی از انتخابی که می توانست بهتر باشد.
وان پشیمانی که خوردی زان بدی
ز اختیار خویش گشتی مهتدی
ز- ملامت. زمانیکه که فکر می کنیم انتخاب کننده کارش را درست انجام داده ولی انتخاب شونده می توانست کارش را بهتر انجام بدهد.
ح- خشم. زمانیکه انتخاب یا انتخابهای شخص یا اشخاص دیگر بدون میل یا حتی آگاهی ما گریبان ما را می گیرد.
آنک دزدد مال تو گویی بگیر
دست و پایش را ببر سازش اسیر
وآنک قصد عورت تو میکند
صد هزاران خشم از تو میدمد
ط- عدم نیاز به دلیل و منطق قبل از انتخاب.
We don’t want things because we have reasons for it, we find reasons for it because we want it.
ی- جبر. اگرچه همه انتخابهای ما از نگاه دیگران صد در صد انتخاب هستند ولی آنها نمی دانند که ما در آن لحظه خاص به هزار و یک دلیل مجبور به آن انتخاب بوده ایم.
دیدگاهتان را بنویسید