پادکست فارسی فرد و زوج – 4

مواجهه با سرطان پس از عقد

پادکست فرد و زوج

مطالب کلیدی این قسمت از پادکست فارسی فرد و زوج:

[1:00] عقد با دوست چند ساله با برنامه مهاجرت

[1:35] دو روز قبل از سفر متوجه شدم دچار سرطان سینه هستم. همه نقشه هام نقش بر آب شد

[3:35] پروسه سنگین درمان

[4:45] تاثیر شیمی درمانی بر هورمونها

[7:00] آموزشی هم وجود نداره

[9:10] به همسر طرف باید گفته بشه …

[10:15] تغییر ظاهر

[12:05] تو مسئله تغییرظاهر مشکلی نداشتیم

[13:05] مسائل بزرگتر از ظاهر

[14:55] توقعی که من داشتم اصلا براورده نشد

[15:45] برو خدا رو شکر کن همین که پات وایسادم خیلیه

[18:05] گفتگو درباره انتظارات از طرف مقابل در مواقع خاص به هنگام انتخاب

[18:30] عجیب بودن شرایط و تفاوت فاحش حرف تا عمل

[21:00] رویکرد همدلی در برابر رویکرد دست پیش می گیری که پس نیفتی

[22:40] بعد از شیمی درمانی می رسیم به جراحی. از دست  دادن عضوی مهم

[25:00] شاید طرف مقابلت از اول همین بوده و تو داری اشتباه می کنی

[26:00] قدمهای اشتباه. سرویس بی قید و شرط به طرفم

[27:40] انتظار حمایت در شیمی درمانی

[28:40] از دست دادن ها

[30:10] هیچی دیگه مثل قبل نیست

[30:50] با حرف زدن می تونیم مشکلاتمون رو حل بکنیم

[33:20] آیا گفتگو از ابتدای رابطه برای تو مهم بوده؟ نه راستش!

[34:15] چه چیزی نادیده گرفته شده بود؟ شرایط حاد.

[35:35] این وسط خیلی از باورهای من شکست

[36:15] نمی خوام عجولانه تصمیمی بگیرم

[39:30] دیدن واقعیت با وضوح بالا به دلیل شرایط حاد

[40:00] مفهوم همسر و مسئولیتهایش

[42:55] منم یه سری تغییرات توی رفتارم ایجاد می کردم

[44:25] ریختن پایه های شل در طوفان

[46:10] جونشو ندارم الان که دوباره یه جنگ شروع کنم

[48:15] بیماری سکس رو قطعا تحت تاثیر قرار داد

[49:00] من بخشهاییش رو ضعفهای آموزشی جامعه می بینم

[50:00] شرایط در کشورهای پیشرفته

[51:05] ما که کشور پیشرفته نیستیم

[53:00] چالش نگرشی و فرهنگی آموزش

[54:20] گارد داره چون می گه تو غر می زنی موقع اطلاعات دادن

[56:45] ما از بچگی آموزش در زمینه رابطه سالم آموزش ندیده ایم

[58:20] رقابت بین سیستم آموزشی صحیح و فرهنگ خانواده سنتی

[1:00:00] ما دهه شصتیا این وسط ویلون بودیم

[1:02:50] پتانسیل ذاتی گفتگو در رابطه

[1:05:05] دامن زدن به استرس طرف با بعضی گفتگوها

[1:07:20] روزت چطور بود؟

[1:08:35] وقتی آدمهایی رو می دیدم که طولانی می تونن صبحت کنن حسودیم می شد

[1:10:35] دعوت به گفتگو در پادکست فرد و زوج. شاید بتونیم بعضی از مسائلمون را با گفتگو در این پادکست حل کنیم

 

فید پادکست فارسی فرد و زوج

پادکست فارسی فرد و زوج را می توانید روی کست باکس، اسپاتیفای و گوگل پادکست گوش کنید.

 

شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج

من معتقدم که وظیفه همه ماست که به یادگیری و رشد یکدیگر در زمینه ایجاد و حفظ روابط سالم، معنادار و لذتبخش کمک کنیم. امیدوارم پادکست فرد و زوج فضای چنین رشدی را فراهم کند.

در صورت تمایل به شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج لطفا با من تماس بگیرید.

صفحه اینستاگرام فرد و زوج

پادکست فارسی فنامنا – سیزدهم آبان 98

سه گانه شیما. تبلیغ هالیوودی پادکست فنامنا و دو ساعت پادکست که از داستانهای شیما خالی ماند.

پادکست فارسی فنامنا را که با فید پادکست به راه بادیه منتشر می شود، می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

صفحه فیسبوک فنامنا.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

پادکست فارسی فرد و زوج – 3

کمای طلاق

فرد و زوج

مطالب کلیدی این قسمت از پادکست فارسی فرد و زوج:

[00:40] فکر نکردن به ازدواج و ازدواج با یکی از همنوردهای خوبم

[1:30]  پایه تصمیم برای ازدواج و چیزهایی اساسی که نمی دانستم

[3:00] حفظ ویترین زندگی مشترک و زندگی به عنوان دو تا همخونه

[5:50] واقعیتی که از اول توی رابطه وجود داشت و من نمی دونستم

[8:10] ذره ذره گرفتن اعتماد به نفس من و ایراد گرفتن از همه چیز و همه کس

[10:00] اولش ساختار خوشایندی داشت ولی کم و کم و دونه دونه حذف شد

[11:00] رسیدن به نقطه ای که فهمیدم باید خودمو نجات بدم

[12:30] تمایز بین تلاش برای حفظ رابطه و ماندن از روی عدم عزت نفس

[13:15] در 27 سالگی باور کرده بودم که یائسه شدم

[14:00] تهدید و استراتژی خالی نگه داشتن حساب من

[17:10] کشف یک الگو به کمک سیگنال مادر شوهر

[18:45] فکر می کردم زندگی مشترک اینه دیگه

[20:50] تیر خلاص تخریب جلوی اطرافیان. پیدا کردن خودم در سفر

[22:00] شرایط لازم برای جدا شدن از دید خانواده سنتی

[24:00] حمایت یک فمینیست از من

[25:00] زمان خریدن برای به تعویق انداختن جدایی

[27:25] فراهم کردن مقدمات جدایی، حق طلاق، تهدید و حمایت خانواده شوهر از طلاق

[30:55] جابجا شدن اون نقطه بعد از امضای طلاق

[31:40] شروع مجدد زندگی با پسماند وجود

[32:30] کمای بعد از طلاق در شش ماه اول

[33:20] دلتنگی برای همان روزهای داغون، عدم پذیرش واقعیت

[36:40] ترس از عدم توانایی در پایین آوردن گارد برای نفر بعدی

[38:25] حس می کنم زخمهام خوب نشده بعد این همه وقت. اهمیت زمان در التیام زخمها

[39:50] نباید توقع بیش از حد داشته باشی از خودت توی چند سال اول

[40:35] مقایسه مجردی قبل ازدواج با مجردی بعد طلاق

[42:50] اختلال اضطراب بعد از تروما

[44:35] من هم یک سری مسائلی داشتم که این آدمو انتخاب کردم

[47:00] اصل مهم برای ازدواج بعدی: توانایی گفتگو

[50:00] فکر کردن به ازدواج بعدی و مادر شدن

[54:30] نکوهش منطق فوقش جدا میشی

[56:40] ماندن در قالب عادت

[57:20] احساس تعلق به خونه ای که خونه منه

[58:00] خود: از اضمحلال در رابطه ناسالم تا بازیافت پس از طلاق

[1:00:00] خودم باشم. نترسم. دنیا بهت کمک می کنه

[1:02:50] پادکست خوب و جالب و آموزنده ای بود. لطفا شما هم شرکت کنید.

فید پادکست فارسی فرد و زوج

پادکست فارسی فرد و زوج را می توانید روی کست باکس، اسپاتیفای و گوگل پادکست گوش کنید.

 

شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج

من معتقدم که وظیفه همه ماست که به یادگیری و رشد یکدیگر در زمینه ایجاد و حفظ روابط سالم، معنادار و لذتبخش کمک کنیم. امیدوارم پادکست فرد و زوج فضای چنین رشدی را فراهم کند.

در صورت تمایل به شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج لطفا با من تماس بگیرید.

صفحه اینستاگرام فرد و زوج

سخت ترین جدایی

قبل از اینکه جسارت این را پیدا کنی که خیلی جدی با او صحبت کنی، چند ماه یا چند سال یا چند دهه از شروع رابطه گذشته است.

چند ماه یا چند سال یا چند دهه پیش که با هم آشنا شدید همه چیز عالی بود. فکر می کردی نیمه گم شده ات را پیدا کرده ای. او مثل یک آینه هر آنچه را که دوست داشتی و آرزو می کردی به تو نشان می‌داد. از اینکه او هم مانند تو دوست دارد در یک روستای کوچک کوهستانی زندگی کند تا نگاهش به محیط زیست و معنای زندگی در کل. او خیلی زود با شناخت عمیقی که از تو بدست آورده بود، عشق و علاقه جدی به تو نشان می داد و مستقیم و غیر و مستقیم بیان می کرد که نگاهش به رابطه تازه شکل گرفته بین شما بلند مدت است.

در نتیجه تو هم به موجودی که چیزی به جز حسن و کمال در تو نمی دید و همانی بود که همیشه دنبالش بوده ای علاقه پیدا کردی. البته چیزی بیشتر از یک علاقه ساده اولیه که در یک رابطه سالم و ارگانیک به تدریج ممکن است رشد کند. فاصله بین علاقه و عشق سریع سپری شد و تو خیلی زود چشمانت را در یک رابطه که جدی شده بود باز کردی.

ولی یک جای کار می لنگید. اشکالی وجود داشت که برای تو به راحتی قابل درک نبود. رابطه با آدمی که تو را دوست داشت و تو دوستش داشتی اثر مخربی روی سلامت جسم و جانت داشت. چیزی از درون مثل خوره وجود تو را می خورد و خالی می کرد و تو نمی دانستی که آن چیز چیست. البته بعد از مدتی شروع کردی به یافتن سرنخهایی. حدسهایی می زدی. و خیلی زود با هزار و یک توجیه با خودت مخالفت می کردی.

آخر چطور می شود کسی که آدم را به این اندازه دوست دارد این کارها را بکند؟ چه کارهایی؟ کارهای زیادی اینجا می توان بر شمرد. که به دست بلند کردن و خشونت فیزیکی محدود نمی شوند. شریک آدم می تواند بدون دست بلند کردن او را به ورطه نابودی بکشاند. با پنهان کردن زندگیش، با دروغهای سریالی، با خیانت، با ولخرجی، با اعتیاد به هر چیز، با بی مسئولیتی و با حضور نداشتن.

شاید هم اولین بار که این چیزها را دیدی اعتراضی کردی. ولی خیلی ملایم و با حسن نیت. هر چه باشد تو آدم معمولی خوبی هستی. تو با تکیه بر اعتماد تلاش کردی که دوستانه گفتگو کنی و مطمئن شوی که تو اشتباه می کنی. فقط خواستی از زبان او هم بشنوی که مسئله واقعی آن چیزی نیست که در ظاهر به نظر می رسد. و همین اتفاق هم افتاد. و هر دفعه که تو دوستانه مسئله را با او در میان گذاشتی، گفتگو از سمت او استادانه به حاشیه کشیده شد و اصطلاحا ماستمالی شد.

تا اینکه بالاخره بعد از چند ماه یا چند سال یا چند دهه تصمیم گرفتی به گونه دیگری گفتگو کنی. مثل یک بالغ عاقل نه مثل یک بچه خوب. تلاش کردی که همه راه های به حاشیه کشاندن گفتگو را به روی او ببندی و این بار دیگر اجازه ماستمالی به او ندهی.

با همه جدیتی که می توانی توی صدایت خرج کنی به او می گویی که به اندازه کافی دروغ یا خیانت یا ولخرجی یا سردی یا بی احترامی را تحمل کرده ای. یا تصمیمت را به جدایی اعلام می کنی یا اولتیماتوم می دهی که اگر تغییر نکند او را ترک خواهی کرد. و با یکی از این دو واکنش روبرو می شوی که برای هیچ کدام آماده نیستی.

الف- اعتراف

به تو می گوید که حق با توست. همسر سابق من بعد از یک ساعت گریه بی وقفه این جمله را به من گفت. که از این قضیه متاسف است و این مشکل وجود دارد و من به او کمک کردم که خودش هم مشکلش را با وضوح بیشتری ببیند و درک کند. او به همه آن شواهدی که جمع کرده ای اعتراف می کند و ابراز ندامت و پشیمانی.

او تصمیم و اراده اش را برای تغییر اعلام می کند. چراکه تو و رابطه اش با تو از هر چیز برایش مهمتر است و می خواهد که خودش را برای حفظ رابطه تغییر دهد و اصلاح کند.

او به تو قول می دهد که تغییر کند. فقط به کمی زمان نیاز دارد و البته درک و حمایت از سمت تو. تو ناامیدانه می خواهی که باورش کنی. قول می دهد که پیش مشاور برود. و تو هم کمکش کنی. آینده بهتری برای تو ترسیم می کند. برای مخاطب خوب و مستاصل و آسان باوری که تو باشی.

ولی واقعیت اینست که تغییری اتفاق نمی افتد. او ممکن است چند جلسه پیش مشاور یا روانپزشک برود و حتی شروع کند به مصرف یکی دو نوع دارو. به اندازه کافی در ظاهر تغییر می کند که تو نتوانی تهدیدت را عملی کنی.

و در این فاصله زمانی تا تو بفهمی که او توانایی یا در حقیقت تمایل به تغییر ندارد، او فرصت کافی پیدا می کند که دست و بال تو را اصطلاحا بند کند. نمونه رایج تعهدات دست و پاگیر در این جا بچه است که خوشبختانه گریبان من یکی را نگرفت. البته تعهدات در شکلها، اندازه ها و رنگهای بسیار متنوعی ارائه می شوند. تعهدات روی هم انباشته می شوند. هزینه ریخته شده هم همینطور. دیگر جوان نیستی. یا حداقل خودت اینطور فکر می کنی. حالا جسارت تو برای جدایی کمتر شده است. گزینه ها و امید به آینده ات هم همینطور.

ب- انکار

داستان همان داستان است. او را به یک گفتگوی سخت و بدون راه فرار به حاشیه دعوت می کنی. و او همه چیز را خیلی محکم و با اعتماد به نفس انکار می کند. به تو می گوید که خیالاتی شده ای. کلی هم از دستت ناراحت و دلخور می شود. چطور به خودت اجازه داده ای که درباره اش چنین فکر کنی؟ مگر به او اعتماد نداری؟ آنهم بعد از این همه محبت و فداکاری که در حق تو کرده است؟ اصلا تو لیاقت محبت نداری. و بعد توپ را توی زمین تو می اندازد. هر مشکلی را که درباره اش حرف می زنی، خودت داری. خودت عصبی یا افسرده یا سرد یا دروغگو هستی. مشکل تو هستی نه او.

تو می مانی و یک سری ادعا که برای آنها شواهد و مستندات کافی نداری. از رابطه که فیلم نمی گیرند. حرف باد هواست و به راحتی قابل انکار. هر چی می گویی تهمت نارواست و باید از خودت بابت گفتنشان خجالت بکشی.

احتمالا تو یک آدم معمولی هستی. و یک آدم معمولی قادر است به خودش شک کند. شاید تو اشتباه می کنی. مخصوصا حالا که کسی که دوستش داری به تو اطمینان می دهد که تو در اشتباهی. شاید چیزی را که دیده ای یا حس کرده ای واقعیت ندارد. شاید یک مشکلی داری که خودت هم نمی دانی چیست. پذیرفتنش کار آسانی نیست ولی به حفظ رابطه می ارزد. می پذیری که یک جوری هستی.

و اینگونه است که زمان بیشتری می گذرد و در این زمان تعهدات بیشتری برای تو انباشته می شوند. و تو هر روز بیشتر صدایت را از دست می دهی و جسارتت را برای اعتراض یا حتی گفتگو درباره خوره ای که روز و شب وجودت را نابود می کند.

دیوار حاشا بلند است و یک بار که بازی انکار به شکل جدی شروع شد، بعد از آن به شکل جدی ادامه می یابد. در مورد شخص من بعد از شروع بازی انکار حتی آن یک مورد اعتراف هم توسط همسر سابقم انکار شد. نه چنان اعترافی توسط او شده بود و نه قول و قراری برای تغییر و بهبود داده شده بود.

بالاخره یک جایی بعد از چند ماه یا چند سال یا چند دهه باید او را ترک کنی. عوارض چنین رابطه ای به آفت دهان، زخم معده، بواسیر، افسردگی، بی خوابی، عدم تمرکز، گوشه گیری و از دست دادن کار و روابط اجتماعی محدود نمی شوند.

و تو در این تصمیم به شدت احساس تنهایی می کنی. و به شدت احساس ضعف. کار آسانی نیست ترک کردن کسی که ادعا می کند دوستت  دارد ولی همیشه چیزهایی که تو را ناراحت می کند یا از اساس انکار می کند یا برای تغییر وعده های الکی به تو می دهد.

واقعیت اینست که او قادر به تغییر نیست. و برای اینکه چنین رابطه ای را ترک کنی باید بارها به خودت یادآوری کنی که تو کسی را دوست داری که آسیب دیده است. کسی که نه می خواهد و نه می تواند تغییر کند و از خوبی و شک تو به خودت سو استفاده می کند تا هرگز به درون خودش نگاه نکند. او در حقیقت با انکار همه چیز، از تو برای تغییر نکردن استفاده می کند. و تو باید بارها به خودت یادآوری کنی که شاید چیزی در گذشته ات اتفاق افتاده است که باعث می شود چنین موقعیت های آزاردهنده ای را تحمل کنی.

در راه ترک چنین رابطه ای تو به یک همراه نیاز داری. به یک دوست خوب. به یک مشاور. به یک مربی. کسی که وقتی به عاقلانه بودن تصمیمت شک می کنی دستت را بگیرد و به تو اطمینان بدهد که در حال عملی کردن بهترین تصمیم زندگیت هستی.

 

پادکست فارسی فرد و زوج – 2

اهمیت ایدئولوژی در انتخاب و ضرورت گذشت و تلاش در حفظ رابطه
فرد و زوج
مطالب کلیدی این قسمت از پادکست فارسی فرد و زوج:

[00:30] ارجاع به پادکست فنامنا و کنجکاوی من در مورد رابطه خوب عباس و همسرش

[1:30]حفط یه رابطه و ادامه پیدا کردن یه رابطه مستلزم تلاشه

[2:30]شروع رابطه عباس

[3:05] اهمیت شباهت ایدئولوژی و علایق و دل مشغولیها و عدم اهمیت جزئیات خصوصیات اخلاقی

[5:20]مثالهایی از تفاوت در خصوصیات اخلاقی

[7:00] میزان تحمل و گذشت آدمها به طور کلی و نسبت به همدیگه

[9:45] فهمیدم اون اون شکلیه من این شکلیم. قرار نیست مثل هم عمل کنیم

[13:20] گوشه ای از ایدئولوژی، نگاه به تولید مثل

[18:00] جستجو برای چالشهایی که تا آخر پادکست یافت نشد

[19:00] آشنایی در برنامه کوهنوردی

[22:50] پایه سفر

[26:30] ضعف در شنیدن

[30:35] تلاش روی چه چیزی و چگونه؟ تلاش=گذشت

[35:40] گذشت بدون چشمداشت. پای عشق اومد وسط

[39:15] وارد نشدن به محدوده خصوصی همدیگه

[41:00] بلند شدن آه از نهاد میزبان از درجه درک متقابل این زوج

[42:05] گفنگوی شفاف درباره تعهد در رابطه

[44:50] باور به تک همسری

[46:50] دقت در انتخاب. حالتهای مختلف جهان بینی در انتخاب

[52:50] اهمیت عشق در انتخاب

[54:00] لذت بردن از مجموع ویژگیهای طرف مقابل

[55:45] سؤال مورد علاقه میزبان: مادرو ببین دخترو بگیر

[58:00]پادکست خیلی خوب بود و دعوت به شرکت در پادکست فرد و زوج و خداحافظ.

پادکست فارسی فرد و زوج – 1

زندگی‌ای که با محوریت رابطه سپری شد

فرد و زوج

مطالب کلیدی این قسمت از پادکست فارسی فرد و زوج:

[1:15] متوجه شدم محور اصلی زندگی من رابطه بوده

[2:00] الگوی روابط ناسالم من

[4:00] ترس از رابطه خوب، تمام کردن قبل از شروع کردن

[5:45] روابط آزاد من، دلیل آزار دیدنم

[9:30] رابطه خودم با خودم، رابطه خودم با پدر و مادرم، غم سنگین زندگی زیر یک سقف، اهمیت استقلال

[11:00] تجربیات مشاوره، تعریف خود با درد، جستجوی معنا در چالشهای رابطه

[13:00] ترس از یکنواختی، هنر فاصله ها

[14:00] تاسف من از رابطه ها نیست، دوست داشتم از این درد یک جایی استفاده می کردم، انرژی من بیراهه رفت

[16:00] نداشتن عزت نفس، ارزش ندادن به خود، فرار از خود

[17:00] نظریه دلبستگی، الگوهای دلبستگی بزرگسالان

[21:45] سبک دلبستگی من

[24:30] تایید نگرفتن از والد، در جستجوی تاییدهای متوالی، وقتی تایید می گیری میری سفر، لطفا منو تایید نکنید

[27:15] نقطه عطف، بحران 40 سالگی، ترسیدم، دیدم با تمام ارزوهام میرم تو قبر، یوم الحسرت، زندگی نابارورانه

[31:15] اهمیت حیاتی داشتن رابطه، پایگاهی برای خلق، نمی تونم زندگی بدون رابطه را تصور کنم

[35:00] جستجوی الگوی جایگزین، تمایل به تجربه چیزهای دیگر، 5 ساعت برای رابطه – 10 ساعت برای خودم

[38:00] رسالت پادکست فارسی فرد و زوج، ادب از که آموختی از بی ادبان

[41:00] درس آموخته های مهم: دختر جان رابطه تمام زندگی نیست، رابطه برای همه یکجور تعریف نشده، خودت مهمتری، منحصر به فردی من چیه؟

[49:00] دعوت به شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج و پایان.

پادکست فارسی فرد و زوج را می توانید روی اینستاگرام دنبال کنید.

برای شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج لطفا با من تماس بگیرید.

پادکست به راه بادیه با علی سخاوتی – هجدهم مهر 98

سرگذشت کندوها و شکوفایی دیررس.

سرگذشت کندوها

پادکست فارسی به راه بادیه را می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

روزی که نیامده ست و روزی که گذشت

بهرام همه عمر گور نمی گرفت.

بهرام هم بیشتر عمرش دست خوش حالاتی بوده است نیازمند توصیه های زیر:

ضایع مکن ایندم ار دلت شیدا نیست

یا

می خور که زمانه دشمنی غدار است

سالها قبل از اینکه گور بهرام را بگیرد، گور بهرام را گرفته بود

گور حسرت گذشته، گور ترس از آینده.

مثل میلیاردها خواهر و برادر دیگرش. مثل ایوان ایلیچ.

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

فقط در زمان گذشته چنین قابل توصیف است.

وگرنه تلخی زندگی را در غالب لحظات آن قصر به راحتی می توان تجسم کرد. حتی برای جمشید.

شاعر – مثل هر کدام از ما – می تواند گذشته را ویرایش کند و از آن یک تصویر رمانتیک ارائه بدهد. جذابیت گذشته در همین ویرایش پذیر بودنش است.

توصیف صادقانه زمان حال بیشتر شبیه بیرون ریختن محتویات یک دستگاه گوارش خواهد بود تا:

روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد

اگر فرض کنیم که می خوردن نمادین نیست و اشاره مستقیم به مصرف الکل دارد:

می نوش که عمریکه اجل در پی اوست

آن به که بخواب یا به مستی گذرد

نشان می دهد که زمان حال چقدر در نظر شاعر نیز غیر قابل تحمل بوده است.

زندگی در زمان حال اگرنه غیر قابل تحمل، بسیار دشوار است.

با همه عدم قطعیتش

و همه گزینه هایی که پیش روی آدم می گذارد

و همه اتفاقهای بدی که در شکم خود جا داده است.

و تا این گزینه ها و این اتفاقها در گور گذشته آرام نگیرند، آدم با خیال راحت نمی تواند درباره آنها حرف بزند. و با نوستالژی از یادآوری آنها لذت ببرد. یا کمی حسرتشان را بخورد.

فرض کنیم می خوردن نمادین است، نماد چه چیزی؟

همه مهارتهایی که به آدم کمک می کند در زمان حال زندگی کند؟ جدی؟ واقعا احتمال دارد می اشاره ای بوده باشد به مدیتیشن؟

می خوردن نماد آن اکسیری است که به آدم کمک می کند هورمونهای سرکشش را مهار کند؟

هورمونهایی که هر لحظه آدم را بالا پایین می کنند. و مثل پاندول بین گذشته و آینده به نوسان در می آورند.

می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد

و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد

پرهیز مکن ز کیمیایی که از او

یک جرعه خوری هزار علت ببرد

و این کیمیا بعید است الکلی باشد که یک جرعه خوری چهار تا علت هم به علت هایت اضافه می کند.

این کیمیا شاید خود شعر باشد. شعری که هزاران سال است نوشته می شود. و خوانده.

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا مدام خوانند آنرا

پادکست فارسی فنامنا – دوم مهر 98

خنده با صدای بلند در قاره ای سر سبز با مردمی قوی و سالم برای زاد و ولد. داستانهای گلی از ماه عسل و بعد زندگی در اوگاندا.

اوگاندا

پادکست فارسی فنامنا را که با فید پادکست به راه بادیه منتشر می شود، می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

صفحه فیسبوک فنامنا.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.