2 مرداد 1396 – زرخشت

رنگ آمیزی دیوارهای حیاط را کامل کردم. فردا شاید بعضی جاها را یک دست دیگر رنگ بزنم. هوا حسابی خنک شد و کمی هم باران بارید. بعد از ناهار که سبزی پلو با ماهی داشتیم چرت عمیقی زدم. در اثر صبح زود بیدار شدن + خستگی + هوای ابری + سیر ترشی. با صدای بشین… ادامه خواندن 2 مرداد 1396 – زرخشت

٣١ تير ١٣٩٦ – زرخشت

يك ملخ روي شير ظرفشويي حسابي غافلگيرم كرد و من را ترساند. مشكل اينجاست كه نمي دانم از كجا وارد خانه شده بود. لاي يك دستمال لهش كردم. گوشي تلفنم بعد از اينكه محل فرو رفتن شارژر را چندين بار با پنبه آغشته به الكل تميز كردم بي درد سر شارژ مي شود. البته دقيقش… ادامه خواندن ٣١ تير ١٣٩٦ – زرخشت

٢٩ تير ١٣٩٦ – زرخشت

هوا اينجا بالاخره گرم شده است و ظاهرا چند روزي هم گرم مي ماند. ديروز هنك را تشويق كردم توي لگن گردي كه به عمق ده سانت آب داشت آب بازي كند. دور لگن مي چرخيد و با دستهايش به خودش آب مي پاچيد. يكي دو بار هم نشست. فكر كنم از خيس شدن لذت… ادامه خواندن ٢٩ تير ١٣٩٦ – زرخشت