پدیده جالبی در مغز من اتفاق می افتد که در عین حال شرم آور و تهوع آور هم هست. به محض اینکه نگاهم به یک آدم غریبه در پیاده رویی جایی می افتد مغز من شروع می کند به تحلیل شخصیت آن شخص. گویی که یک نرم افزار تست شخصیت در کامپیوتر مغز من نصب… ادامه خواندن چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
دسته: آزادی
بی معرفتی، دفاع شخصی و هنر نوشتن
اولین بار عنوان “دفاع شخصی” را از یکی از دوستهایم شنیدم که به کلاسی با همین عنوان می رفت. به نظر من خیلی جالب بود و هنوز هم هست. خیلی از تمرینهایی که در یک کلاس دفاع شخصی آموزش داده می شود ممکن است با خیلی ورزشهای دیگر مشترک باشد ولی چرا دفاع شخصی؟ چرا… ادامه خواندن بی معرفتی، دفاع شخصی و هنر نوشتن
شناسه شخصی – شعر چهارم
شناسه شخصی جلوی آینه ای زنگ زده و کدر با ماشینی که شانه متحرک دارد برای دوازده اندازه مختلف موهایم را به شکلی نامنظم کوتاه می کنم خرده های مو روی زمین می ریزد لای شانه ماشین و تیغه هایش هم گیر می کند فوت می کنم، آنها هم زمین می ریزد کنار گوش چپم… ادامه خواندن شناسه شخصی – شعر چهارم