چرا من به شعر گفتن ادامه می دهم؟

چند روز پیش که شعر به روی ماشینها را بر روی فیس بوک به اشتراک گذاشتم چند نظر (feedback) قابل توجه دریافت کردم که الهام بخش نوشتن این مطلب شدند. دوستم بابک معتقد است که وقتی من نوشته ای را بر روی فیس بوک به اشتراک می گذارم به طور غیر مستقیم از دوستانم می… ادامه خواندن چرا من به شعر گفتن ادامه می دهم؟

قلیان

در پارک قدم می زنم روی نیمکتها یا زیر آلاچیقها دو سه جوانی نشسته اند یا خانواده ای بیشترشان قلیان دارند یکی یا بیشتر در رنگها و اندازه ها و اشکال مختلف و آنرا می کشند با طعمهای مختلف هلو، سیب، نعنا، هندوانه، آناناس، خیار دود بخار مانند طعم آگینش زیاد قل قل آبش با… ادامه خواندن قلیان

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در اشعار

به روی ماشینها

باز بهار شد و باز می گشایم پنجره ام را به روی ماشینها و استارتشان و دزدگیرشان و گاز و گوزشان و گرد و خاکی که بلند می شود از زیرشان و بوقشان و موسیقی زشتشان و زرزر بچه هایی که پیاده می شوند ازشان رهگذری می گفت اگر تف کنی حتما می افتد به… ادامه خواندن به روی ماشینها

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در اشعار