هنک دیروز تقریبا تمام راه را آرام و بی سر و صدا از کرج تا اینجا روی صندلی عقب نشست. دو سه روزی که ما تهران بودیم یکی از بستگان دور زحمت نگهداری از هنک را قبول کرده بود. امروز لب به غذا نزد و ساعت دو عصر متوجه شدیم که اسهال شده است. دکترش… ادامه خواندن 11 مرداد 1396 – زرخشت
دسته: زرخشت
6 مرداد 1396 – زرخشت
پریروز یک مهمان هنرمند داشتیم که آقای گ با او سر خریدن یک آپارتمان در رشت آشنا شده بود. همسر آقای گ تلفن زد که تخته نرد ما را قرض بگیرد و من دعوتشان کردم. آقای هنرمند مرد میانسالی بود که خیلی شکسته تر از سنش نشان می داد. تصادف کرده بود و سمت چپ… ادامه خواندن 6 مرداد 1396 – زرخشت
4 مرداد 1396 – زرخشت
دیشب شام را روی بالکن همسایه مان آقای گ و همسرش صرف کردیم. ب یکی از محلی ها هم آنجا بود و تمام مدت بدون وقفه حرف زد. درباره اینکه چقدر آدم پاکی است و حلال و حرام سرش می شود و چقدر می تواند بخورد. چند هفته پیش یک گوسفند را سه نفری با… ادامه خواندن 4 مرداد 1396 – زرخشت