اولین سالگرد وبلاگ نویسی من

یکسال گذشت. از زمانی که تصمیم گرفتم این وبلاگ را بنویسم. در ابتدا دقیقا نمی دانستم که هدفم از نوشتن این مطالب چیست. هنوز هم دقیقا نمی دانم. هنوز هم شاید هدف اولم مشهور شدن باشد. ego. حرفهایم را آنقدر مهم می دانم که آنها را می نویسم. نه فقط برای خودم. برای دیگران هم. بر روی… ادامه خواندن اولین سالگرد وبلاگ نویسی من

وقتشو ندارم

سؤال: اگر کاری هست که من واقعا دوست دارم انجام بدهم ولی وقت انجام آنرا ندارم چه کار باید بکنم؟ مثلا من دوست دارم هر روز یک مطلب بر روی وبلاگم بنویسم ولی خیلی روزها وقت نمی کنم. جواب: برای این مشکل راه حلهای مختلفی وجود دارد: 1- خواندن یک کتاب در زمینه مدیریت زمان… ادامه خواندن وقتشو ندارم

تلاش برای باز کردن ذهن

بعضی وقتها (شاید خیلی وقتها) احساس می کنم ایده ای برای نوشتن ندارم. یا حرفی برای گفتن. ذهنم مثل چوب لباسی ای می ماند که به هر میله آن دو سه تکه لباس آویزان شده باشد. شاید هم بیشتر. جایی برای آویزان کردن لباسهای بیشتر وجود ندارد. احساس می کنم علاوه بر ایده های خودم،… ادامه خواندن تلاش برای باز کردن ذهن