امروز صبح با ترس و عصبانیت بیدار شدم

امروز صبح هم مثل همه صبحهای دیگر بلندگوی وانت هایی که اسباب و اساس و لوازم منزل می خرند وضعیت هیجانی من را هر ده دقیقه از نیمه خواب آلود به عصبانی تغییر می داد. معمولا از وانت سوم به بعد به قدری عصبانی می شوم که فقط به راههای مختلف خفه کردن صدای بلندگویش… ادامه خواندن امروز صبح با ترس و عصبانیت بیدار شدم

چهارده ساعت

از اولین باری که مفهوم کنکور را درک کردم تا زمانی که سر جلسه کنکور واقعی نشستم چند سال طول کشید. شاید 2 سال. شاید 4 سال. من در این مدت به تنها چیزی که فکر می کردم به دست آوردن رتبه تک رقمی بود. عددی بین یک تا نه. عددی بزرگتر از صفر و… ادامه خواندن چهارده ساعت

اگر فقط یک چیز از او یاد بگیریم

آنهم اینکه همه چیز را می توان زیر سؤال برد. فرقی نمی کند. هولوکاست باشد یا یازده سپتامبر. تهران باشد یا نیویورک. همه چیز را می توان زیر سؤال برد. حتی اگر خیلی ها خوششان نیاید و شما را ترک و طرد کنند. همه چیز را می شود زیر سؤال برد. و هر آدمی بهتر… ادامه خواندن اگر فقط یک چیز از او یاد بگیریم