سالن بزرگ رستوران پر بود از آدمهايي كه بيشترشان لباسهاي ارزان و كفشهاي خاك گرفته پوشيده بودند كسي پيانوي بزرگ وسط سالن را مي نواخت گل سنگم يا جواد معروفي همه در سكوت مؤدبانه اي مشغول خوردن بودند صد نفر يا دويست نفر يا شايد هم بيشتر سالاد و ماست چكيده وترشي و زيتون و… ادامه خواندن شيشليك – شعري ديگر
دسته: اشعار
I hate HTTPS, a poem
I hate https I hate https. Such a useless protocol, a technological shame. There is nothing to hide, nothing to cipher, nothing to decipher. Not here not now. All is clear but men are afraid, I don’t know why. I have too many passwords, when nothing is private. It’s absurd. Data is public or it… ادامه خواندن I hate HTTPS, a poem
دندان عقل – سمت راست
این یکی واقعا جای کافی برای رشد نداشت. گویی خالق این بدن می خواسته از فضای استخوان آرواره پایین سمت راستم استفاده بهینه بکند. مثل وقتی که فروشنده شیرینی فروشی به زور آخرین ردیف را می چیند. یا مثل وقتی که سیب زمینی های حلقه حلقه شده را کف قابلمه ماکارونی جا می دهیم. یک… ادامه خواندن دندان عقل – سمت راست